چرا صنعت بسته‌بندی ایران به سمت تقلید رفته است؟

نقش مدیران، روندهای بازار و فرهنگ طراحی در یک مشکل رو به رشد

بخش اول: وضعیت بازار چیست؟
بارها هنگام خرید محصولی را برداشته‌ام که در ابتدا آشنا به نظر می‌رسید، اما بعد متوجه شدم برند مورد نظر نیست؛ تنها بسته‌بندی آن شبیه یک برند خارجی معروف بود.
در ایران، کپی‌برداری در طراحی بسته‌بندی به امر عادی تبدیل شده است. این کپی‌برداری فقط به رنگ یا شکل محدود نمی‌شود؛ برخی شرکت‌ها حتی نام، فرمول محصول و کل چیدمان و سبک بصری برند خارجی را تقلید می‌کنند.
گاهی طراحی آن‌قدر مشابه است که تشخیص ایرانی بودن محصول دشوار می‌شود. برای برخی مدیران، این حرکت امن به نظر می‌رسد: ارزان‌تر، سریع‌تر و قبلاً تست شده است. اما نتیجه بازار یکنواخت و بدون ایده‌های نو است؛ هویت واقعی برند شکل نمی‌گیرد.
این مشکل تنها به مالکان برند محدود نمی‌شود. بسیاری از طراحان گرافیک پروژه‌ها را با نگاه به برندهای جهانی آغاز می‌کنند و به جای تحقیق در بازار داخلی یا فرهنگ مصرف‌کننده ایرانی، به دنبال نمونه مشابه می‌روند و آن را کپی می‌کنند.
البته الهام گرفتن از طراحی خوب با کپی کردن متفاوت است، اما اغلب مرز بین این دو از بین می‌رود.
یکی از دلایل این مشکل، دسترسی محدود به داده‌ها و کتابخانه‌های محصول در ایران است. طراحان و شرکت‌ها ابزار کافی برای ایده‌یابی بهتر ندارند و بنابراین به همان چیزی که می‌بینند اکتفا می‌کنند.
مثل ضرب‌المثل قدیمی: «چرخ را دوباره اختراع نکن.» اما در طراحی، این می‌تواند گمراه‌کننده باشد. بسته‌بندی تنها یک جعبه زیبا نیست؛ وسیله‌ای است برای صحبت برند با مخاطب، متمایز شدن و ارتباط با فرهنگ.
متأسفانه، قفسه‌های فروشگاه‌ها اغلب شبیه ردیفی از طراحی‌های تکراری و امن شده‌اند تا فضایی برای خلاقیت و ایده‌های نو.

بخش دوم: چرا این اتفاق می‌افتد؟
این روند تنها ناشی از سلیقه ضعیف نیست؛ دلایل عمیق‌تری دارد:

  • ترس از ریسک: بسیاری از صاحبان کسب‌وکار تمایلی به تجربه چیزهای جدید ندارند و ترجیح می‌دهند موفقیت دیگران را تقلید کنند.
  • تفکر کوتاه‌مدت: بسیاری از برندها سرمایه‌گذاری روی هویت طولانی‌مدت یا کیفیت نمی‌کنند و فقط به دنبال فروش سریع هستند.
  • هزینه و زمان: ایجاد بسته‌بندی اصلی نیازمند تحقیق، زمان و بودجه است. کپی کردن سریع‌تر و ارزان‌تر است، بنابراین اغلب مشتریان از طراحان می‌خواهند کپی کنند.
    این روی صنعت طراحی نیز تأثیر می‌گذارد. بسیاری از آژانس‌های کوچک یا طراحان فریلنسر، برای کسب درآمد این درخواست‌ها را قبول می‌کنند. حتی آژانس‌های بزرگ نیز گاهی برای حفظ مشتریان یا جلوگیری از از دست دادن پروژه، تن به آن می‌دهند.
    در این سیستم، طراحان خلاق یا باید استانداردهای خود را کنار بگذارند یا کار را از دست بدهند. به مرور، طراحی کپی‌برداری شده تبدیل به روال معمول می‌شود و «طراحی خوب» جای خود را به «طراحی امن» می‌دهد.
    بخش بدتر آن این است که اکثر تصمیم‌ها بدون مطالعه بازار و فرهنگ محلی گرفته می‌شود. مردم بر اساس نمونه‌های خارجی تصمیم می‌گیرند نه آنچه واقعاً با مخاطب ایرانی سازگار است.

بخش سوم: چه بر مخاطب می‌گذرد؟
یکی از مشکلات بزرگ این روند، توقف رشد ذائقه مخاطب است.
بسته‌بندی باید به مردم کمک کند محصول را بفهمند و به آن اعتماد کنند. اما وقتی همه چیز شبیه هم است و با فرهنگ محلی سازگار نیست، مردم دیگر انتظار چیزی جدید ندارند.
به مرور، این باعث ضعف ذائقه عمومی می‌شود. افراد ایده‌های تازه را تجربه نمی‌کنند، طراحان تلاش نمی‌کنند و بازار یکنواخت و خسته‌کننده می‌شود.

مشکل بزرگ‌تر: آینده در خطر است
این موضوع تنها امروز را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ فردا نیز آسیب می‌بیند.
کودکانی که در محیطی رشد می‌کنند که فقط طراحی‌های تکراری و کپی شده می‌بینند، نمی‌آموزند چطور چیزی جدید تصور کنند. خلاقیت آن‌ها شکل نمی‌گیرد.
همزمان، طراحان جوان نیز زود یاد می‌گیرند که کپی کردن پذیرفته‌تر از خلق کردن است. آن‌ها آموزش می‌بینند امن بازی کنند و تکرار کنند، نه اختراع.
نتیجه: خلاقیت پیش از شروع، مسدود می‌شود.
اگر این روند ادامه یابد، طراحی در ایران صدای خود را از دست می‌ده

پیام بگذارید